X
تبلیغات
رایتل

لاله اسکندری بازیگر محبوب و بی ادعای سینمای ایران

گفتگو با لاله اسکندری (هنرپیشه)

lale-eskandari.jpg

لاله اسکندری متولد 30 آذر 1354 و فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه آزاد اسلامی است وی کار بازیگری را به صورت حرفه ای از سال 78 با نقش کوتاهی در فیلم سینمایی متولد ماه مهر آغاز کرده است. اسکندری در اولین کار تلویزیونی خود یعنی خاک سرخ در مقابل دوربین ابراهیم حاتمی کیا خوش درخشید و توانست جایگاه ویژه ای در عرصه بازیگری برای خود در نظر بگیرد. ایشان در خیالان فلسطین زندگی می کند که منزلی به سبک سنتی با آثار هنری خود لاله مزین شده است.

سوال: به نظر شما بزرگترین سرمایه یک هنرمند چیست؟
لاله اسکندری: فکر می کنم شخصیت و ذات خود اون آدم, به نظر من چه هنرمند و چه غیر هنرمند خیلی متفاوت نیست. فقط هنرمند باید یک مقدار خلاق تر باشد وگرنه شخصیت و ذات برای همه سرمایه بزرگی است.

سوال: خالصانه ترین حضور شما در چه عرصه ای بوده است؟
لاله اسکندری: طبعا نقاشی, وقتی آدم کار نقاشی می کند هیچ چشم داشتی در مقابل آن ندارد. البته در سینما و بازیگری درست است که از ابتدا بحث قرارداد و دستمزد مطرح می شود اما هنگامی که مشغول بازی هستی باید از این دغدغه به دور باشی تا بتوانی کار واقعی انجام دهی.

سوال: در مقابل چه چیزهایی سرسختی نشان می دهید؟
لاله اسکندری: در مقابل باورها و عقایدم

سوال: کلا آدم سر سختی هستید یا انعطاف پذیر؟
لاله اسکندری: نه.....زیاد انعطاف پذیر نیستم در بعضی مسائل چرا مثلا در محیط جمعی کار سعی می کنم خودم را با شرایط سازگار کنم اما در کل آدم انعطاف پذیری نیستم.

سوال: تا حالا احساس ناتوانی کردید؟
لاله اسکندری: بله یادم می آید در سریال خاک سرخ در خرمشهر که کار می کردیم خانه هایی که در فیلم دیدید خراب بود به خاطر کار ما خراب نشده بود بلکه آن فضا کاملا واقعی بود. دیدن آن فضا بیکاری مردم آ«جا باور کنید بچه هایی که با من بازی می کردند 70 درصدشان تلویزیون نداشتند و می گفتند ما این سریال را چطور ببینیم و آدم وقتی کاری نمی تواند بکند تنها احساس ناتوانی می کند.

سوال: در نقشهایی که ایفا کردید کدام یک را به شخصیت خودتان نزدیک تر می دانید؟
لاله اسکندری: اکثر با من متفاوت بودند اما به هر حال در هر نقشی آدم فسمت هایی از وجود خود را می یابد که شاید تا ان روز ناشناخته بوده است

سوال: کدام یک از نقش هایی که ایفا کردید در زندگی شما تاثیر بیشتری گذاشته است؟
لاله اسکندری: لیلا با اینکه با من خیلی فاصله داشت اما حضور چشم گیری در زندگجی من داشت. البته من تمام نقش هایی را که ایفا کردم دوست دارم مثلا کاری که سال گذشته با آقای سجادی کردم که هنوز اکران نشده در نقش یک دختر روان پریش حضور دارم که برایم تجربه بسیار جدید و جالبی است


(برای دیدن گالری عکس لاله اسکندری اینجا را کلیک کنید)

سوال: تا کنون برای ایفای یک نقش خودتان را تحسین کردید/
لاله اسکندری: بعضی جاها بله...بوده من در خاک سرخ زمانی که پخش می شد خیلی مواقع با لیلا بغض می کردم. دیدن کار با مونتاژ و موسیقی لطف آن را دو چندان می کند.

سوال: نقاشی برای شما جذاب تر است یا بازیگری؟
لاله اسکندری: خب, زمانی که می خواهم در خلوت خودم باشم نقاشی و زمانی که ترجیح می دهم در جمع حضور داشته باشم بازیگری هر دوی آنها را دوست دارم.

سوال: خانم اسکندری از چه زمانی دوست داشتید بازیگر شوید؟
لاله اسکندری: راستش من حدود 4 ساله بودم که با خواهرم ستاره که حدود 5 ساله بود در مقابل دوربین 8 میلیمتری عمویم که تهیه کننده بودند برای اولین بار بازی کردیم اما آن زمان بازیگری دغدغه من نبود به ورزش و نقاشی بیشتر علاقه داشتم.

سوال: ورزش هم می کردید؟ چه ورزشی؟
لاله اسکندری: بله من عضو تیم قوای جسمانی مدرسه بودم و برای دوی سرعت چند مدال هم گرفته بودم. 7 سالی هم کار کردم اما متاسفانه دیگر ادامه ندادم.

سوال: نقشی هست که دلتان بخواهد آن را ایفا کنید؟
لاله اسکندری: نه, خیلی اینجوری نگاه نمی کنم. من آدم واقع بینی هستم.

سوال: تا حالا تحت تاثیر یک فیلم گریه هم کردید؟
لاله اسکندری: بله خیلی. من زیاد تحت تاثیر فیلم ها قرار می گیرم.

سوال: خانم اسکندری اگر همین الان به شما خبر بدهند که یک میلیارد تومان پول از بانک برنده شدید چه کار می کنید؟
لاله اسکندری: مثل همه آدم ها خوشحال می شود بخشی از پول را صرف نیازهای خودم می کنم بخشی هم نیازهای آدم هایی که دوستشان دارم و باقیمانده آن را رف یک سفر جهانگردی

سوال: شخصیت کارتونی مورد علاقه شما چه شخصیتی بود؟
لاله اسکندری: سیندرلا, مثل همه دخترهای آن زمان. اما کارتون های زیبای خفته, پسر جنگل , پلنگ صورتی و خانواده دکتر ارنس هم بود. من کارتو خیلی دوست داشتم الان هم اگر فرصت کنم نگاه می کنم

سوال: کارگردانی که به کارش اعتقاد داشته باشید و بی چون و چرا در فیلم ایشان حاضر به بازی باشید برای ما نام می برید؟
لاله اسکندری: خب, دوستانی هستند که حتی جوان هستند و من حاضر هستم در فیلمشان بازی کنم البته به کارهای آقای بیضایی, آقای مهرجویی, خانم بنی اعتماد و ...هم علاقمندم اما فیلمنامه اولین معیار من برای پذیرش یک نقش است چرا که یک فیلمنامه خوب به دست هر کارگردانی قابل اجراست و بهترین کارگردان هم نمی تواند از یک فیلمنامه ضعیف شاهکار بسازد.

سوال: از کتابخانه پشت سرتان پیداست که زیاد اهل مطالعه هستید؟
لاله اسکندری: بله من مطالعه رمان داستانهای کوتاه و شعر آن هم از نوع شعر نو را خیلی دوست دارم

سوال: محبوبترین اسباب بازی دوران کودکی شما چی بود؟
لاله اسکندری: عروسکی داشتم که متاسفانه یکی از اقوام آن را برد و دیگر هم نیاورد من سال پنجم دبستان یک تصادف خیلی سخت داشتم و خانواده برایم یک عروسک پارچه ای با صورت و دست های پلاستیکی که صدا هم داشت هدیه گرفتم تا سال 69-70 هم آن را داشتم و خیلی هم برایم محبوب بود.

سوال: اولین کتابی که خواندید به خاطر دارید؟
لاله اسکندری: تو کادر قفس و ماهی سیاه کوچولو بود که مادرم برای من و ستاره گرفت حدود 5 ساله بودم که مادرم آن کتاب ها را برای ما خواند.

سوال: اسم معلم کلاس اولتان را به یاد دارید؟
لاله اسکندری: بله من دبستان اتفاق می رفتم کلاس اول خانم اولا آور, کلاس دوم خانم عطایی و کلاس سوم خانم وکیلی معلم های من بودند. متاسفانه نام معلم های چهارم و پنجم را به خاطر ندارم.

سوال: بزرگترین تفریح شما چیست؟
لاله اسکندری: اگر فرصت باشد سفر.

سوال: اخرین سفری که رفتید کجا بود؟
لاله اسکندری: سال گذشته به ارمنستان رفتم که خیلی برایم جالب بود

سوال: بیشتر به دیدن کشورها و مناطق تاریخی علاقمند هستید یا به دیدن مکان های مدرن و پیشترفته؟
لاله اسکندری: مکان های تاریخی و قدیمی برای من خیلی جذاب و دیدنی است. متاسفانه هنوز نتوانستم خیلی از شهرهای ایران منجمله غرب ایران را ببینم که خیلی هم دوست دارم به تمام آن نقاط سفر داشته باشم.

سوال: اگر بدانید یک ساعت دیگر بیشتر زنده نیستید چه کار می کنید؟
لاله اسکندری: قطعا فرصتی برای انجام کار خاصی نیست. فقط با آنهایی که دوستشان دارم خداحافظی می کنم و فکر می کنم آماده شدن برای پذیرش این موضوع دشواریست چرا که باید از زندگی که به آن عادت داریم جدا شویم و پا به محیطی ناشناخته بگذاریم.

سوال: معیار اصلی شما برای ازدواج چیست؟
لاله اسکندری: قطعا مهمترین معیار درک شخص مقابل از حرفه و احساسات من است.
سوال: دوست دارید صاحب چند فرزند هم بشوید؟
لاله اسکندری: با اینکه مردم بچه دار شدن را مسئله راحتی می پندارند ولی به نظر من مسئولیت دشواریست البته در شرایط خاص باید به این سوال پاسخ گفت.

سوال: ماندگارترین جمله ای که شنیده اید؟ یا حتی یک بین شعر که در ذهن شما جاودانه شده است؟
لاله اسکندری: شعر ابراهیم در آتش از احمد شاملو که می گوید: من بودم و شدم/ نه زان گونه که غنچه گلی یا دانه ای که برگی/ راست بدان گونه که عامی مردی شهیدی تا آسمان بر او نماز کند. این شعر برای من همیشه سرمشق بوده است.

سوال: کلا آدم احساساتی هستید؟
لاله اسکندری: بله خیلی با اینکه همیشه سعی می کنم با عقلم حرکت کنم ولی ما شرقی ها ذاتا احساساتی هستیم.

سوال: اهل فوتبال هم هستید؟
لاله اسکندری: قبلا که ورزش می کردم خیلی پیگیر فوتبال بودن الان کمتر

سوال: قرمز یا آبی؟
لاله اسکندری: شدیدا آبی و استقلالی. من جزو گروهی هم بودم که به ورزشگاه رفتیم و بازی ایران و بحرین را دیدیم. به همراه خانم نونهالی و خانم ذکریا و خانم حمیدی و ....

سوال: نزدیکترین دوست بازیگر شما چه کسی است؟
لاله اسکندری: شهرزاد جوهری و کمند امیرسلیمانی البته بیتشر دوستان قدیمی من بازیگر نیستند.

سوال: پس قدیمی ترین دوست شما چه کسی است؟
لاله اسکندری: شبنم حسینی خواهر شهاب حسینی که از 12 الی 13 سالگی با هم دوست هستیم.

سوال: خانم اسکندری دوست داشتید الان چند ساله بودید؟
لاله اسکندری: دهه بیست کلا خیلی خوبه دوست داشتم به اوایل ده بیست برمی گشتم

سوال: شما که اهل قلم و نقاشی هستید از کدام یک از نقاشان بزرگ دنیا تاثیر گرفته اید؟
لاله اسکندری: باگوگن خیلی ارتباط برقرار می کنم و شاگال با فضای فانتزی کارهایش هم برایم خیلی جذاب است و از استاد استادان یعنی پیکاسو هم بهره بسیاری برده ام

سوال: رنگ حاکم بر نقاشی هایتان چه رنگی است؟
لاله اسکندری: همانطور که می بینید آبی

سوال : خانم اسکندری لباستان هم که ابی است؟
لاله اسکندری: بله لباس ابی نقاشی آبی و تیم هم آبی.

نظرات (19)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نقشمن چرا نقش ماتمه گرایهای من خنده ای غم
درد بی کسی را کشیده ام از همه جهان دل بریده ام
انکه با دلم هم زبان نشده اتشم زده هم نوا نشده
من از روز ازل دیوانه بودم دیوانه روی تو سرگشته کوی تو
شنبه 21 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 03:48 ق.ظ
امتیاز: 1 0
لاله خانم من یک عاشق خجالتی هستم برای همین که اسم نمی نوسیم امیداوارم درکم کنی الان ساعت ۴ صبح ۲۳ مهر ۸۶ هست ومثل همه شبهای این ۳ساله بیدارم
من دارم یتراته از ستار گوش میکنم آخه ستار رو خیلی دوست دارم ای کاش شما هم متوانستی گوش کنی
بخشهای از ترانه را برات منویسم نام ترانه پناه است

چه شب نامرادی دل دارم رنگ سحر میبینم
بخت گم شده خودمو توی پاشنه در میبینم
از وقتی بهم رسیدیم تو زندگیم اثر می بینم
دنیا روبهم نده عشق دارم زیر و زبر می بینم
اخه چه اتفای رخ داده؟ خدا می دونه . شک ندارم پای یک عشقی در مینونه
گل های خشک اب میدم شاخگل شکسته را به تکیگاهش تاب میدم
با گلها محربون شدم کلی شیرین زبون شدم دنیا رو بهتر می بینم ماه قشنگ تر می بینم
همدل عاشقون شدم فاتح آسمون شدم برای پر کشدنام خودم سبک تر می بینم
.....
خود بخوان حدیث مفص
ببن جه روزی دراوردی ما رو از خواب خوارک افتادم مثل دیوانها شدم
راستی توی این ماه رمضانی که مردم از شب تا صبح دعا می کردن نماز شب می خودن کار من شده بود پای سریال رسم عاشقی بشینم صبحها هم تکرارشو تا تو رو ببینم خب دیگه عبادت من چندسالی این اوضاوع احوال داره
نیدونم چیکار کنم می دونی ما ایرانیها تا زنده ایم هزار تا شرط وشروط میزاریم که معنی اش یعنی که نمتوانیم همدیگر روز از نزدیک ببه بینیم البته تغسیر نداریم نامرد زیاد شده این روزها. از طرفی توی خانواده ما من جز آدمای دیوانه حساب میشم چونکه اگر عاشق دختری بشی کناه بزرگی کردی تو خانواده شما نمی دونم چه طوره
حسابی از درس وزندگی افتاده ام باور نمیکنی تا حالا از چنتا کار اخراجم کردن اخه چیکار کنم هوش وهواس برم نموده کافی در طول روز بکن مثلا افتادم کنج خونه همه اهل فامیل روفقام فکر میکنن که من تن به کار نمیدم ودرس نمی خونم امشب دیگه زدم به سیم آخر دیگه خسته شدم از اینهمه خجالتی بودن کارم شده همش پیشه این دکتر آن دکتر که چه مرضی گرفتم
بگذار همه عالم بدونن چه اتفاقی افتاده شتر سواری که دولا دولا نمیشه حرف اخر من عاشق شدم عاشق تو لاله اسکندری و چند سالی هست که انجوریشدم دست خوده آدم نیست یدهفه عاشق میشی عشق عشق حساب کتاب نداره و پادشاه وگدا نمشناسه
بیچاره مادر و پدرم رفتن چنجا برای من به اصطلاح لقمه بگیرن نمدونی چی شد کار به بزن بزن کشید یطرف من یطرف اونا خاصه مجبور شدن منصرف بشن به قوال قدیمای یا تو یا هیچ کس همین.
خاصه این بخشی از زندگیمه همیشه مگفتم من مثل صخره سفت محکمم هیچ چیز وهچ کس نمیتوان درمن اثر بذاره چه برسه به یه دختر من شکست ناپذیرم ولی امروز شدم مثل یک هواپیمای گراند شده و زمین گیر
دیگه وقت رفتن باید تمامش کنم اگر این در دل خوندی بعد از خنده های بسیار دلت برام سوخت. میلم گذاشتم میل بزن شاید دلت خواست دل خوشم کنی . خدا حافظ
دوشنبه 23 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 04:23 ق.ظ
امتیاز: 1 0
سلام لاله خانوم .خوبید؟ مثل اینکه تعداد دلباخته هاتون زیاد شده... آخه منم همین درد دارم ... دوست دارم فقط یک بار از نزدیک ببینمتون / من همشهریتونم الان مشهد زندگی می کنم... دیگه نمیتونم ..........................دوستتون دارم ( البته این جسارتمو خواهش می کنم ببخشید)!!!
چهارشنبه 23 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 06:50 ب.ظ
امتیاز: 1 0
به من سر بزنید منتظرم



همان عشق محال تو که از خود میکند طردم

تمام لحظه های من پر از تکرار دلتنگیست

همان فصل شکوفایی ومن پائیز پر دردم

فقط یک فصل دیگر مانده تا فصل زوال من

زمستان هم نمیفهمد که چه اندازه دلسردم

دوباره چشم می دوزم به راهت تا که برگردی

سراپا سبز من،بی تو خزانی خسته و سردم

بدان،تنها دلیل تنگدستی های امروزم!

اگرچه نیستی اما خیالت میوزد هردم...
دوشنبه 5 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 05:12 ب.ظ
امتیاز: 1 0
تو لاله بهاری تو سرو جویباری تو حور دلربایی تو یار غمگساری
سه‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 07:25 ب.ظ
امتیاز: 1 0
لاله خانم تو خاطرخواه زیاد داری اینو می دونستی؟ منم دیوونه ی چشماتم.
چهارشنبه 28 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 06:00 ب.ظ
امتیاز: 1 0
بمیرم برات عزیزم تو چی کشیدی اینهمه مدت
عاشق خجالتی اینطوری که نمیشه اینطوری معلوم نمیشه که کی هستی یا اصلا اون این پیامو میخونه یانه باید یه کاری کنی از نزدیک ببینیش من خودم پسرم درکت میکنم اگه بخوای میتونم راهنماییت کنم
جمعه 26 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 02:18 ب.ظ
امتیاز: 1 0
سلللللللللللللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممم
من خیلی دوست دارم لاله خانوم خانوم خانوما خیلی تکی بخصوص که گفتی ابیته
تبریک میگم بهت دیدی چطوری گل کاشت ۴ به ۲ برد
خیلی ماهی خیلی خوشگلی حرف نداری یکی یه دونه ای الهی همه پرسپولیسی ها فدای یه تار موی خوشگلت بشن خانوم خوشگله خودمم در بست نوکرتم تو تنهایی گل کاشتی ولی یه سوال تو چرا با شهاب حسینی ازدواج نکردی؟
هم از بچگی میشناختیش هم اصلا ساخته شدین واسه هم دیگه به خدا تو فیلمایی که با همین دیگه از فوتبالم میگذرم میشینم حتما میبینم چون معرکه هستین جفتتون از اون فیلم دیگه نمیشه گذشت فدات بشم به چشم برادری خیلی خوشگلی الهی از چشم بد در امون بمونی مراقب خودت باش گلم ولی تعصبتو ایول منم به شدت ابیم
جمعه 10 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 07:05 ب.ظ
امتیاز: 1 0
سلام عاشق خجالتی و همه هوادارای خانوم لاله اسکندری
اگه واقعا دوسش دارین بیاین به وبلاگ اختصاصی اون و نظر بدین تا من بتونم باروحیه ی بهتر و با کمک شما وبلاگ ایشون رو به بهترین وبلاگ هنرمندان تبدیل کنم
عاشق خجالتی خودتو نشون بده
میخوام ببینم چقدر لاله جان رو دوست داری الان وقتشه همین الان یه سر بزن منتظرما
havadaranelaleh.javanblog.com
جمعه 23 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 03:32 ب.ظ
امتیاز: 1 0
سلام به همه طرفدارای گل لاله خانوم
من از طرفدار های دو اتیشه ایشون هستم و همه ی شما عزیزان رو به وبلاگ اختصاصی ایشون دعوت میکنم
منتظر نظرای خوبتون هستم
http://havadaranelaleh.javanblog.com
پنج‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 08:22 ب.ظ
امتیاز: 1 0
سلام به خانم اسکندری به نظر من یکی از بهترین بازیکرای حرفه ای در جامعه سینمایی ایران هستید تبریک میگم راستی چه جالب هم سن و هم رنگ هستیم میدونستی فقط ابی
یکشنبه 16 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 08:04 ق.ظ
امتیاز: 0 0
لاله خانوم از بازیگریتون خوشم میاد. اگر خواستی به سایتم سری بزن
شنبه 14 دی‌ماه سال 1387 ساعت 05:37 ب.ظ
امتیاز: 0 0
لاله خانم سلام عرض شد والله من چی بگم ماشالله انقده خاطرخواه داری که نگو و نپرس.
نترس من عاشقت نشدم چون تو رو مثل همه دخترا میبینم. نمیدونم چرا اینطوریم!!! تو زندگیم عاشق هیچکس نشدم و نمیخوام هم بشم.فقط میخواستم ارادتی کرده باشیم به شما.
قربان شما:فریبرز
سه‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 01:42 ق.ظ
امتیاز: 0 0
خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم
یکشنبه 23 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 05:45 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
کی وکجا نقاشیهای شما را میشود دید
شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 12:21 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم لاله جون من خیلی شما و بازیتون رو دوست دارم من 12 سالمه و از زمانی که سریال اولین انتخاب رو دیدم عاشقتون شدم . شاید باور نکنید اما من فقط دو تا کار از شما دیدم یکی اش اولین انتخاب بود و دومی اش بی قرار......
آنقدر دوستتون دارم که تو از عکساتون رو چاپ کردم و به دیوار اتاقم زدم. من خیلی دوست دارم شما رو از نزدیک ببینم از خواهر گلتون هم خوشم میاد ولی از شما بیشتر.
پس اگه میشه یک لطفی بکن و به وبم سر بزن جوابم رو بده که خیلی دلواپس تئن هستم یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
منتظرم
سه‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 10:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
الهی قربونت برم من لاله جان , فدات بشم من , خیلی ماهی به خدا .
دوشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 04:53 ب.ظ
امتیاز: 13 1
الهی قربونت برم من لاله جان , فدات بشم من , خیلی ماهی به خدا .
دوشنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 05:02 ب.ظ
امتیاز: 13 3
الهی قربون لاله بری عاشق خجالتی.
سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 03:25 ق.ظ
امتیاز: 1 0
داستان پاندا کو نفوکار در ایران

سیندرلا در ایران

نقد سریال میخک

بررسی فیلم لوسی

سریال رودخانه برفی

نقد سریال عطسه از مهران مدیری - رها ماهرو

جیگر ، کلاه قرمزی

سریال نفس گرم

سریال های نوروز 1395

نقد و بررسی فیلم پذیرایی ساده - رها ماهرو

در حاشیه 2

سریال آسمان من

حکیم ارد بزرگ , ارد بزرگ , Great Orod , philosophy , Iranian philosopher